سلاممممممممممممممممم
-
تاریخ: 1392/8/17 ساعت: 11:10
سلامممممممم ممنون که بهم سر زدید من مهدی هستم فداتوووووون انتقاد کنید پیشنهاد بدید خوش حال میشم راستی اگه مطالب بهتر (عاشقانه) میخواید به: شعر های یه عاشق تنها و اگه مطالبی در مورد امام مهدی میخواید به: دوستدار امام زمان اگه نتونستین واردش...
من همانم
-
تاریخ: 1392/8/9 ساعت: 16:49
مـَלּ همـ ــآنـ َـمخـوب تمـ ــآشـا ڪـُטּבُختــَرے ڪـہ براے בاشتــنــتـــ ...تمــامـــ شبـــ را بیـבار مـے مانـבو با تـ ـویــے ڪـہ نیــستے حرف مے زنـבבختــرے ڪـہ ...زانــو میــزنـב لبــہ تختــش و چشمــــانش را مــے بنـבَבو تنــــهـا آرزویـــَش را براےهـــزارمیـــن بـــــار بـہ خـُـــבا یـــاב آور مـ...
داستان من
-
تاریخ: 1392/8/3 ساعت: 17:44
اگر روزی داستانم را نقل کردی: بگو بی کس بود اما کسی را بی کس نکرد بگو تنها بود اما کسی را تنها نگذاشت بگو دلشکسته بود اما دل کسی را نشکست بگو کوه غم بود ولی کسی را غمگین نکرد و شاید بد بود اما بدی کسی را نخواست...! منتظر نظرات خوبتون هستیم
خـِیلے وَقت ها . . .
-
تاریخ: 1392/7/16 ساعت: 18:27
خـِیلے وَقت ها . . . خـِـیلے دیـ ـر آدَم هاے اَطرافـَـت را میشناسے ! اونوَقت یاد میگیرے ... بـﮧ خیلے ها بــِگویے : جــِلُوتـَر نـَـیـ ـ ـا !! کنــآرم گـُذاشتـﮧ اے کـِﮧ تـَلخم کـُنے ؟!!! هـِﮧ !!! شـَرآبے شـُدم نـ ـ ـ ـآب ! حــآلا حـَسرتـَم رآ بــِکِش . . وقتے جـِسم و روحَـت در مـَرزهـآے بـُو...
داستان عاشقانه غمگین و خواندنی ” قرار”
-
تاریخ: 1392/7/16 ساعت: 18:13
داستان عاشقانه غمگین و خواندنی ” قرار” نشسته بودم رو نیمکتِ پارک، کلاغها را میشمردم تا بیاید. سنگ میانداختم بهشان. میپریدند، دورتر مینشستند. کمی بعد دوباره برمیگشتند، جلوم رژه میرفتند. ساعت از وقتِ قرار گذشت. نیامد. نگران، کلافه، عصبی شدم. شاخهگلی که دستم بود سَرْ خَم کرده داشت میپژمرد.طاقتم طاق شد....
خنده ولی از درون بغض...
-
تاریخ: 1392/7/16 ساعت: 17:46
خنده ولی از درون بغض... بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی.....دلت بگیره ولی دلتنگی نکنی.....شاکی بشی ولی شکایت نکنی....گریه کنی ولی نذاری اشکات پیدا بشن.....خیلی چیزارو ببینی ولی ندیده بگیریش....خیلی ها دلتو بشکنن و تو سکوت کنی.... خیلی ها.... منتظر نظرات خوب شما هستیم